Thursday, February 4, 2010

تصوف

تصوف

در اصل به وجه عرفانی اسلام اطلاق میشود. صوفیان عقیده دارند توانایی نزدیکی به حقیقت مطلق در همهٔ انسانها مشترک است و مخصوص قشر خاصی نیست. صوفیان آفریننده هستی را دارای هیچیک از صفاتی که ما میشناسیم نمیدانند و او را بالاتر از هر پندار و توصیفی میدانند. ریشهٔ لغت تصوف احتمالاً از سوفیای یونانی و یا صوف به معنای پشم است. به خاطر لباس پشمینهای که صوفیان میپوشیدهاند.


شکل گیری و گسترش

اعدام حسین منصور حلاجلوئی ماسینیون سرچشمهٔ اصلی آن را قرآن میداند. تقریبا اکثر صوفیان تبار خود را از طریق علی ابن ابی طالب به محمد پیامبر اسلام میرسانند. در واقع میتوان گفت قرآن تاثیر به سزایی در آثار عرفانی و صوفیانه بر جای گذاشتهاست که میتوان به آثار عطار، رومی و شاه نعمت الله ولی اشاره نمود.[۱] از تأثیرگذارترین صوفیان ایرانی و اسلامی میتوان به بایزید بسطامی(در سالهای ۱۶۱ تا۲۳۴ میزیسته)، ابوسعید ابوالخیر، جنید بغدادی، حافظ، مولوی، سعدی، عطار نیشابوری، جامی و شاه نعمت الله ولی اشاره کرد.


منشا واژه تصوف

در اصل تسمیه این کلمه اختلاف کردهاند. بعضی آن را از اهل صفّه که جمعی از فقرای که بر سکوی مسجدالنبی در زمان پیامبر مینشستند و پیامبر به آنان چیزی از زکات و صدقات برای خوراک و پوشاک اعطار میکد میدانند. بعضی نیز آن را از صوف که جامهای پشیمینه باشد میدانند که در گذشته زهاد میپوشیدند میدانند. و رایی دیگر که بسیار مورد توجهاست اشتقاق آن از صفا و تصفیه قلب است از امور گناه همچون حسد و غرور و کبر و دروغ که از محورهای اصلی تصوف است. از مخالفان تصوف نیز ابن جوزی در کتاب تلبیس ابلیس خود صوفیه را منتسب میکند به صوفة بن مرة که در کعبه از دنیا دوری کرده و خود را وقف عبادت کرده بود. اما در مجموع آنچه که بیشتر مورد توجه مستشرقین اخیر است آن است که تصوف از جمله از صوف به معنی پشم یا از صوفیای یونانی به معنی حکمت و فلسفه و... گرفته شدهاست.

بعضی از مستشرقین به واسطه شباهت صوتی بین کلمه صوفی و لغت یونانی سوفیا و هست و نیز مشاهبت بین دو لغت «تصوف» و «تئوسوفیا» گفتهاند که کلمه صوفی و تصوف مأخوذ از دو لغت یونانی «سوفیا» و «تئو سوفیا» است.

در بین صوفیه کسانی هم وجود دارند که اصرار دارند لغت صوفی از صفا و صفة و صف یا امثال آن مشتق شدهاست.


جهانبینی تصوف

سلسلههای تصوف را به طور کلی به دو بخش سنی و شیعه تقسیم میکنند اما در عمل در هر طریق سنی و شیعه آموزههای تعلیم داده میشود که آنان را از تعصبی که در هر دو فرقه شیعه و سنی وجود دارد مجزا میکند. در حقیقت آموزههایی که تصوف ارائه میکند آن را «تصوف جهانشمول» میسازد. اما با این وجود اکثر فرقههای متصوفه در زمرهٔ یکی از مذاهب سنی و شیعه طبقهبندی میشوند و بنابراین در ظاهر احکام شریعت از یکی زا مذاهب شیعه و سنی تبعیت میکند. سلسلههای تصوفی که در ایران فعالیت دارند اکثر شیعه (مانند نعمتاللهی و ذهبیه و خاکسار و..)و آنهایی که در خارج ایران هستند اغلب سنی میباشند (مانند نقشبندیه و قادریه و...). اصول مکتب تصوف را که تقریبا در همهٔ فرق و سلسلههای تصوف وجود دارد بر چهار پایه میتوان در نظر گرفت:

۱. رها شدن از حس ظاهری و بشری

۲. انجام تکالیف خاص (مثلا ریاضات) برای رسیدن به مراحل سلوک

۳. کشتن نفس و خودخواهی

۴. اتصال و رسیدن به حقیقت الهی و فنای در وی

بزرگترین هدف یک صوفی آنست که تا حد توان به خدا نزدیک شده و خواست خود را قربانی خواست خداوند نماید. و بنابراین خداوند را در تصوف «معشوق» یا «محبوب» میخوانند و شخص صوفی که در پی خداست دوستدار و «عاشق» است. بنابراین هسته اصلی تصوف اینست که صوفی «عاشق» به خداوند «معشوق» بپیوندد. از طریق این «عشق» الهی است که سالک (صوفی) در نهایت میمیرد (فنا میشود) و حقیقت او نیز در همین نکته نهفتهاست که با مرگ اختیاری که به وی دست میدهد به بقا میرسد و آنچه به وی وعده داده شدهاست در همین دنیا درمییابد نه در دنیای دیگر. و این مطلب با این دستور که: «موتوا قبل ان تموتوا» و یا با ترجمه فارسی سنایی: «بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر میزندگی خواهی» همراه است که در همه مکاتب تصوف وجود دارد. برای نیل به این مقصود صوفیان میباید با نفس اماره که نفس فرمان دهنده به بدیها در انسان است به مبارزه بپردازند تا آن را به نفس مطمئنه که در دست خداست جایگزین سازند. در این حال مراحلی برای نفس طی میشود که بالاترین آن «نفس صافیه» است. بالاترین مراحل در نهایت به پیامبر و اولیای کامل خدا اختصاص دارد.

تجربه خدایی در تصوف به وحدت منجر میشود که در آن بین «عاشق» و «معشوق» دویی وجود ندارد. و سالک به مقامی میرسد که همچون آلتی در دست خداوند است و هر عمل او عمل خداست. و در حقیقت این خداوند است که از طریق او کار میکند. همچنانکه جنید بغدادی (رح.) از پیشروترین متصوفه که در سلسلههای معروفیه اولین اقطاب است میگوید: «عارف آنست که حقتعالی از سر او سخن گوید و او خاموش» (به نقل از تذکرةالاولیای عطار نیشابوری)

بسیاری از سلسلهها و فرقههای تصوف معتقدند که در همهٔ مذاهب جهان حقیقتی نهفتهاست و مذاهب بزرگ جهان در روح اصلی خود دارای حقیقت هستند. از این رو بعضی از مذاهب تصوف پا را از این فراتر نهاده و اعتقاد دارند که تصوف تنها در اسلام ظهور ننموده بلکه باطن و حقیقت همهٔ ادیان الهی را شامل میشود.



عرفا و صوفیان بزرگ

بایزید بسطامی

معروف به سلطانالعارفين از بزرگترين متصوفه زمان خود است. وي در زمان خود و بعد از آن در نزد صوفيه مقامي والا داشته است. در مورد اينكه آيا وي شاگرد امام صادق است يا خير بين دانشمندان بحث است. بايزيد از كساني است كه در ميان متصوفه مفاهيم وحدت وجود را به آشكارترين شكل بيان داشته است.

ابن عربی
جنید بغدادی
شاه نعمتالله ولی
شیخ ابوسعید ابوالخیر
مولوی بلخی
شیخ احمد غزالی
عینالقضات همدانی
منصور حلاج


تعاریف از تصوف

صوفیان در سماعشیخ بهایی: «ابولفضائل» شیخ بهایی در کتاب کشکول مینویسد: تصوف علمی است که در آن از ذات احدیّه و أسماء و صفاتش از آن حیث که رساننده مظاهر منسوباتش به ذات اویند، بحث میکند.

مسائل تصوف، نحوه صدور کثرت از ذات احدی و نحوه رجوع کثرت به ذات و بیان مظاهر اسمای الهی و نعوت رباّنی و کیفیّت رجوع اهل الله و نحوه سلوک و مجاهدات و ریاضاتشان و بیان نتیجه هر یک از اعمال و اذکار در دنیا و آخرت بر وجه ثابت در نفس الامر است. مبادی تصوف شناخت حدّ و تعریف و غایت آن و اصطلاحات قوم را در این علم دانستن است.


سلسلههای تصوف

سلسلههای تصوف در ایران

سلسله نعمتاللهی که خود به شاخههای مختلف تقسیم میشود

سلسله ذهبیه
سلسله نوربخشیه
سلسله نقشبندیه
سلسله سهروردیه
سلسله قادریه
سلسله چشتیه
سلسله خاکسار
اهل حق
سلطاعلیشاهی گنابادی

No comments: